-
تاریخ: 1401/11/5 ساعت: 16:03
هر چی به دفاع نزدیک تر میشم ازش دورتر میشم ... قبلنم گفته بودم که آدم تنبلیم ... وقتیم که deadline نداشته باشم کارمو تا آخر دنیا طول می دم اما اگه بهم بگن تا فردا بیشتر وقت ندارم یه شبه کل پایان نامه رو صحافی شده تقدیم می کنم ... هر روز میام رو تختم می شینم ، تلویزیونو روشن می کنم ، لپ تاپم رو هم رو...
در مسیر باد
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
میگن بعضی آدما گاهی اوقات مخصوصا و کاملا از روی قصد گند می زنن به کل زندگیشون که فقط نشون بدن روی زندگیشون کنترل داشتن ... که زندگیشون برگی در مسیر باد نبوده ...که اختیار زندگیشون کاملا دست خودشون بوده ... نمیدونم منم از این دسته حساب میشم یا نه ...بعضی اوقات یه کارایی رو تو زندگیم فقط برای لج کردن ...
sadly happy
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
دیشب که برای تحویل گرفتن لپ تاپ خواهرم بیرون رفتیم ناخواسته تو جریان شادی های بعد از انتخابات قرار گرفتیم ... مردمی که شربت و شیرینی پخش می کردند ... جیغ می زدند و میرقصیدند ... همه کارهایی که فقط چند روز قبل و گاهی روز بعد از انتخابات آزاد می شوند ... با اینکه کسی انتخاب شده بود که من هم به اون "را...
back after a looong while
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
بعضی وقتا که تو پیج فی س بوک دانشکده میرم با خودم می گم چه عجله ایه که دفاع کنیم وقتی میدونم که دلم برای همه این ساختمونا و درختا و خیابونا تنگ میشه ... وقتی مطمئنم که اگه فارغ التحصیل بشم پام رو هم اون سمتا نمی ذارم ... اما بعد میرم تو ساختمون دانشکده و می بینم حتی یه نفر هم نیست که باهاش سلام و عل...
خدایم لابلای توفان بود
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت . دختر هابیل جوابش کرد و گفت : نه ، هرگز همسری ام را سزاوار نیستی ؛ تو با بدان نشستی و خاندان نبوتت گم شد . تو همانی که بر کشتی سوار نشدی . خدا را نادیده گرفتی و فرمانش را . به پدرت پشت کردی ، به پیمان و پیامش نیز .غرورت ، غرقت کرد . دیدی که نه شنا به کارت آمد و ن...
The True Myth
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
با این شرایطی که ما داریم بعضی چیزا رو که میشنویم مث یه افسانه ست برامون ... اولای تابستون که رفته بودیم مسافرت، یه شب که حوصله بیرون رفتن نداشتم، تنها موندم تو هتل ... یه بدبختی که تو این وقتا گریبونگیر آدم میشه اینه که اگه حوصلش سر بره مجبوره برنامه های صدا و سیمای جمهوری اسلامی رو نگاه کنه ... بخ...
Is anybody out there?
-
تاریخ: 1395/12/4 ساعت: 4:48
ساعت ٤ و ١٠ دقيقه صبح يه روز اسفند ٩٥! چرا يه روز اسفند؟ چون نميدونم فردا چندمه ! بعد از مدت ها به اين جا سر زدم و كلى از نوشته هاى قبليمو خوندم راستش دلم گرفت هيچ كس نيست، همه رفتن ديگه تو اين دوره و زمونه ١٤٠ كاراكترى كه كسى وبلاگ نميخونه اما دلم ميخواد بچه هاى اين جا رو پيدا كنم و ببينم چى كار مي...